با شاعران . نامه
موضوع: نامه
حافظ:
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گردون ورق هستی ما در ننوشتی
صائب تبریزی:
قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست
نامه ی ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت
جامی:
نه نامه ای که در آن جا نشان نام تو یابم
نه رقعه ای که در آن ،خطّ مشکفام تو یابم
مهدی سهیلی:
تو زودتر زمن ای نامه روی دوست ببینی
چرا حسد نبرم بر سعادتی که تو داری
شهریار:
باز پیکم نامه ای از کوی یار آورده است
باز نقشی دلنشین از آن نگار آورده است
فروغی بسطامی:
ترسم دلش برنجد از من وگرنه هر شب
صد نامه می فرستم با باد بامدادی
کلیم کاشانی:
نامه ام را می بری قاصد،زبانی هم بگو
خامه شد فرسوده و این شکوه پایانی نداشت
مشتاق اصفهانی:
صد نامه ات نوشتم بهر جوابی و تو
خطّی نمی نویسی ، پیکی نمی فرستی
نصرت الله کاسمی:
چه شد که باز فتادی به یاد من ای دوست
به نامه باز نمودی سر سخن ای دوست
سیمین بهبهانی:
از ما به جز نسیم که برگ شکوفه برد
در کوی عشق ،نامه رسانی نمانده است
؟(ناشناس):
کاغذ رسید و نامه رسید و خبر رسید
در حیرتم که جان به کدامین کنم فدا
؟(ناشناس):
از برای نامه ی ما قاصدی در کار نیست
کاروان اشک ما منزل به منزل می رود
.....
نامه سرایی «مولانا» نیز زیبا و دل نشین است:
جانا، به غریبستان چندین به چه میمانی؟
بازآ تو از این غربت٬ تا چند پریشانی؟
صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی٬ یا نامه نمیخوانی
گر نامه نمیخوانی، خود نامه تو را خواند
ور راه نمیدانی در پنجه ی ره دانی
...
و نامه سرایی زیباتر حافظ:
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
انی رایت دهراً من هجرک القیامه
...
🌹🌹🌹 منبع کانال دانشرام